دوشنبه 18 شهریور 1392  08:40 ب.ظ
توسط: SEZAЯ

پسر : یه چیزی بگم؟

دختر : اره بگو.


پسر :تو قشنگترین لبخند رو داری که من تو عمرم دیدم !!


دختر :منم یه چیزی بگم ؟


پسر: بگو عزیزم.


دختر :اون فقط بخاطر وجود تو وجود داره.


  • آخرین ویرایش:-
دوشنبه 18 شهریور 1392  09:50 ق.ظ

گریه نمی کنم نه اینکه سنگم،گریه غرورمو بهم میزنه

مرد برای هضم دلتنگیاش ،گریه نمی کنه قدم میزنه

گریه نمیکنم نه اینکه خوبم،نه اینکه دردی نیس نه اینکه شادم

یه اتفاق نصفه نیمه ام که،یهو میون زندگی افتادم

یه ماجرای تلخ ناگزیرم،یه کهکشونم ولی بی ستاره

یه قهوه که هر چی شکر بریزی،بازم همون تلخی ناب و داره

اگه یکی باشه منو بفهمه،براش غرورمو بهم میزنم

گریه که سهله زیر چتر شونه ش،تا آخر دنیا قدم میزنم


  • آخرین ویرایش:-
دوشنبه 18 شهریور 1392  02:57 ق.ظ
توسط: SEZAЯ

مام دستمونو موقع روشن کردن سیگار گرم کردیمو بعد از پنج دقه بین دوتا انگوشتمونو سوزوندیم!
سیگاری محتاج نیکوتین نیست ، معتاد هیپنوتیزم دود سیگارشه ، گذشترو واست میاره جلو چشات واضحتر از سوزوندن پشت دست ...
سگ بزنه به زندگی که پیچ نشدی کسیو بپیچونی اما همه پیچگوشتی شدن ...
روزی هزاربارم بفهمی صداقت صدر جدولِ ، اسمتو ته جدول  پیدا نمیکنی!
ولی من آدمیم تو سرمام یخ بزنم باز سمت گرمی دنیا میرم ...


  • آخرین ویرایش:-
جمعه 1 شهریور 1392  07:23 ب.ظ
توسط: SEZAЯ

امروز کسشعرو بزارم کنار حرفارو میسپرم به داش مشتیمون


  • آخرین ویرایش:-
جمعه 18 مرداد 1392  05:34 ب.ظ

به سلامتی پسری که دست دوست دخترشو نگرفت
گفت شاید مال هم نشیدیم.نمیخوام دست خورده بشی


  • آخرین ویرایش:-
شنبه 12 مرداد 1392  01:01 ق.ظ
توسط: SEZAЯ

اگه ماه بود...اردیبهشت!
اگه رنگ بود...مشکی!
اگه پوست بود...سبزه!
اگه رفیق بود...سیگار!
اگه طعم بود...تلخ!
اگه سفارش بود...قهوه!
اگه پاتوق بود...کافه!
اگه اهنگ بود...فرهاد!
اگه شخصیت بود...افسرده!
اگه ارامش بود...مثنوی!
اگه تنهایی بود...گریه!
اگه تولد بود...دلقک!


  • آخرین ویرایش:-
جمعه 4 مرداد 1392  07:05 ب.ظ

زندگی با هیچ و پوچش ساختم
دل به بودن با نبودش باختم
زندگی یک دم سر سازش نداشت
تخته خوابی بود ولی بالش نداشت
موقع تقسیم به ما غم داد و بس
من همین دانم کسی نیست فکر کس
ما شدیم بازیچه دستش باختیم
تپه نه!یه کوه با غم هایش ساختیم
دیدی ای دل درد من درمان نداشت
دیدی ای دل غصه ام پایان نداشت
دیدی ای دل کشتی ام بر گل نشست
تک درخت مهربانی قد شکست
دیدی ای دل وحشتم بی جا نبود
در میان این جماعت دوستی پیدا نبود
دیدی ای دل اشک ها جاری شدند
دشمنانم غرق در شادی شدند
دیدی ای دل شاه من زندانی است
گریه ها و اشک هایم پنهانی است
دیدی ای دل خانه ام خشت خشت شد
هر ثوابی کرده بودم نزد مردم زشت شد


  • آخرین ویرایش:-
چهارشنبه 2 مرداد 1392  04:59 ق.ظ
توسط: SEZAЯ

این روزا هیچکس ، هیچکسو باور نداره
باید چپ و راست بخوری از پدرت، از مادرت،از کسایی که دوست دارن ولی ندارن باورت ...
بعد میگن چرا باید ابی دایورت باشم! خوب پوفیوزا شما فرصت اثبات میدین که بازدهی میخواین؟
هرکی رسید زود خواست برداش کنه
یکی نیست بگه آدم حسابی سیبزمینیم بکاری تا باور نداشته باشیو به هدفش نرسونیش بهت محصول نمیده!
دلم راجع این قضیه خیلی پرِ
از هیچکس هیچ انتظاری ندارم
وقتی اثبات شدم همه اطرافیانمو میبینم که برمیگردن ... ;)
بعد نوبت منه بگم پارسال دوست امسال سیکتیــــر


  • آخرین ویرایش:-
سه شنبه 1 مرداد 1392  04:23 ب.ظ

این روز ها به جای "شرافت" از انسان ها فقط "شر"و "آفت" میبینی
وقتی كسی اندازه ات نیست دست به اندازه خودت نزن


  • آخرین ویرایش:-
دوشنبه 31 تیر 1392  02:02 ب.ظ

یك لحظه چشم دوخت به فنجان خالیم
آرام و سرد گفت:در طالع شما
قلبم تپید ...باز عرق روی صورتم
گفتم بگو مسافر من میرسد ز راه؟
با چشم های خیره به فنجان نگاه كرد
گفتم چه شد؟
آخر شروع كرد به تفسیر فال من
ابنجا فقط دو خط موازی نشسته است
ینی دو فرد دلشده تا ابد جدا
انگار بی امان به سرم ضربه میزنند
گفتم درست نیست از اول نگاه كن
فریاد زد:بفهم پسر...رها كرده او تو را


  • آخرین ویرایش:-
یکشنبه 30 تیر 1392  01:25 ق.ظ
توسط: SEZAЯ

توف تو ذات اونی که عین سگ پیشت دروغ میگه و سر تکون دادناتو نشونه تاییدو خریتت میدونه ، نه بی لیاقتیش برا بحث و اثبات دروغش به خود بیشعورش ...


  • آخرین ویرایش:-
یکشنبه 30 تیر 1392  01:00 ق.ظ
توسط: SEZAЯ

از الان این وبلاگ دوتا نویسنده داره
دوتا دوست با شخصیتای صد در صد متفاوت
از همینجا بهش میگم خوش اومدی  


  • آخرین ویرایش:-
یکشنبه 23 تیر 1392  11:24 ب.ظ
توسط: SEZAЯ

من خستم رئیس!
خسته ازین راه!
مثل یه پرستویی که توی بارون باشه!
خسته از نداشتن رفیق،
خسته ازین که نمی فهمم از کجا اومدم و قراره به کجا برم!
و از همه بیشتر از زشتی هایی که این مردم با هم انجام میدن خسته ام رئیس!
از این همه درد و رنجی که توی این دنیاس خسته ام!
انگار توی مغزم شیشه خورده ریخته باشن!می فهمی؟!!!
(مسیر سبز/به کارگردانی دارابونت/بر اساس رمانی از استفن کینگ)


  • آخرین ویرایش:-
جمعه 7 تیر 1392  01:54 ب.ظ
توسط: SEZAЯ

"برام جالب بود کپی پیست کردم "

سیزده نکته در مورد مردها:

1-مردها زیاد به جزئیات توجه نمی کنند پس اگر یک چهارم از موهای بیست اینچی تان را کوتاه کرده اید انتظار نداشته باشید سریع این را بفهمد.
2-مردها شاید در طول روز با افراد دیگری لاس بزنند اما وقت خواب همیشه به تنها دختری فکر می کنند که صادقانه دوستش دارند.
3-مردها از حرف زدن در مورد دوست پسر یا رابطه عشقی قبلی تان متنفرند
4-تنها چیزی که باید بعد از رابطه جنسی گفته شودشب بخیر است.
5-یک رفتار معمولی که ثابت می کند یک مرد شما را دوست دارد این است که شما را دست انداخته و اذیت می کند.
6-مردها بیشتر از آنچه که شما آنها را دوست دارید دوستتان دارند.
7-مهم نیست که مردها چقدر در مورد جاذبه ها و جذابیت های جنسی صحبت می کنند، اخلاق یک زن از همه چیز برایشان مهم تر است.
8-وقتی یک مرد می گوید دیوانه یک دختر شده است واقعا اینگونه است مردها به ندرت چنین حرف هایی می زنند.
9-یک مرد بیشتر از آن چیزی که با چشمانتان می بینید مشکلات دارد.
10-مردها بیشتر در مورد زن ها صحبت می کنند تا زن ها در مورد مردها
11-یک مردی بازوی راستش را به زنی می دهد تا بتواند برای یک روز ذهن آن زن را بخواند.
12-وقتی مردی از خواب و سلامتش می گذرد که با شما باشد، او فقط این کار را برای رابطه جنسی نمی کند. این بدین معنی است که بیشتر از آنچه تصور کنید شما را دوست دارد.
13-مردها زن های باهوش را بیشتر از زن هایی که دامن کوتاه می پوشند دوست دارند.


  • آخرین ویرایش:-
چهارشنبه 5 تیر 1392  01:40 ق.ظ
توسط: SEZAЯ


  • آخرین ویرایش:-
  • تعداد کل صفحات :15  
  • 1  
  • 2  
  • 3  
  • 4  
  • 5  
  • 6  
  • 7  
  • ...  
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic