چهارشنبه 6 دی 1391  09:09 ب.ظ
توسط: SEZAЯ

پهلو به پهلو
خیابان ولیعصر
اتفاقی که نیفتاد
و من
که دود شدم با آخرین پک سیگارت !!

حالا سالهاست
نیشخند میزنم
به تمام دست های گره خورده، سیگارهای نیم کشیده
و جمعه هایی که بادکنکی باد می شود انگار
در حجم تنگ گلوگاهم !


  • آخرین ویرایش:-
چهارشنبه 6 دی 1391  03:23 ب.ظ
توسط: SEZAЯ

کافه سیگار ... 
بهانه ای برای عاشق شدن ... 
بهانه ای برای درد کشیدن ... 
بهانه ای برای تنهایی ...
و در آخر بهانه ای برای کشیدن سیگار!


  • آخرین ویرایش:-
دوشنبه 4 دی 1391  10:59 ب.ظ
توسط: SEZAЯ

همه چی تموم شد نمیدونم باید به خودم تبریک بگم یا تسلیت
ولی حالم خوبه چون دیگخ نه امید واهی دارم نه آرزوی واهی دیگه سرم داره از مهی که دورم بسته بود در میاد تا بتونم دورمو بهتر ببینم امید وارم همه چی مرتب شه به قسمت کمک میکنم :)


  • آخرین ویرایش:-
شنبه 2 دی 1391  09:46 ب.ظ
توسط: SEZAЯ

پسر : ضعیفه! دلمون برات تنگ شده بود...اومدیم زیارتت کنیم!
دختر : تو باز دوباره گفتی ضعیفه؟؟؟
پسر : خوب... «منزل» بگم چطوره !؟
دختر : واااای... از دست تو!!!
پ: باشه... باشه...ببخشید «ویکتوریا» خوبه ؟

... د: اه... اصلا باهات قهرم.
پ: باشه بابا... تو «عزیز منی»، خوب شد؟... آَشتی؟
د: آشتی، راستی... گفتی دلت چی شده بود؟
پ: دلم ...!؟ آها یه کم می پیچه...! از دیشب تا حالا .
د: ... واقعا که...!!!

پ: خوب چیه... نمیگم... مریضم اصلا... خوبه!؟
د: لوووووووس...
پ: ای بابا... ضعیفه! این نوبه اگه قهر کنی، دیگه نازکش نداری ها !
د: بازم گفتی این کلمه رو...!؟؟؟
پ: خوب تقصیر خودته...! میدونی که من اونایی رو که دوست دارم اذیت می کنم... هی
نقطه ضعف میدی دست من!
د: من از دست تو چی کار کنم...
پ: شکر خدا...! ، دلم هم پیچ میخورد چون تو تب و تاب ملاقات تو بود...؛ لیلی قرن بیست و یکم من!!!
د: چه دل قشنگی داری تو... چقدر به سادگی دلت حسودیم می شه.
پ: صفای وجودت خانوم .
د: می دونی! دلم تنگه... برای پیاده روی هامون... برای سرک کشیدن توی مغازه های کتاب فروشی و ورق زدن کتابها... برای بوی کاغذ نو... برای شونه به شونه ات راه رفتن و دیدن نگاه حسرت بار بقیه...
آخه هیچ زنی، که مردی مثل مرد من نداره!
پ: می دونم... میدونم... دل منم تنگه... برای دیدن آسمون تو چشمای تو، برای بستنیهای شاتوتی که با هم می خوردیم... برای خونه ای که توی خیال ساخته بودیم و من مردش بودم...!
د: یادته همیشه به من میگفتی «خاتون»؟
پ: آره... یادمه، آخه تو منو یاد دخترهای ابرو کمون قجری می انداختی!
د: آخ چه روزهایی بودن... ، چقدر دلم هوای دستای مردونه ات رو کرده... وقتی توی دستام گره می خوردن... مجنون من.
پ: ...
د: چت شد؟ چرا چیزی نمی گی ؟
پ: ......
د: نگاه کن ببینم...! منو نگاه کن...
پ: .........
د: الهی من بمیرم...، چشمات چرا نمناک شده... فدای تو بشم...
پ: خدا ن... (گریه)
د: چرا گریه می کنی...؟؟؟
پ: چرا نکنم...؟! ها!!!؟
د: گریه نکن... من دوست ندارم مرد من گریه کنه... جلوی این همه آدم... بخند دیگه...، بخند...
زود باش بخند.
پ: وقتی دستاتو کم دارم چه جوری بخندم... کی اشکاموکنار بزنه که گریه نکنم ؟
د: بخند... وگرنه منم گریه می کنما .
پ: باشه... باشه... تسلیم. گریه نمی کنم... ولی نمیتونم بخندم .
د: آفرین ، حالا بگو برام کادوی ولنتاین چی خریدی؟
پ : تو که می دونی... من از این لوس بازی ها خوشم نمیاد... ولی امسال برات کادوی خوب آوردم.
د:چی...؟ زود باش بگو دیگه... آب از لب و لوچه ام آویزون شد.
پ: ...
د: باز دوباره ساکت شدی...!؟؟؟
پ: برات... کادددووو...(هق هق گریه)... برایت یک دسته گل رُز!،
یک شیشه گلاب!
و یک بغض طولانی آوردم...!
تک عروس گورستان!
پنج شنبه ها دیگه بدون تو خیابونها صفایی نداره...!
اینجا کنار خانه ی ابدیتت می نشینم و فاتحه می خوانم.
نه... اشک و فاتحه
نه... اشک و دلتنگی و فاتحه
نه... اشک و دلتنگی و فاتحه... و مرور خاطرات نه چندان دور...
امان... خاتون من!!!تو خیلی وقته که...
آرام بخواب بانوی کوچ کرده ی من....
دیگر نگران قرصهای نخورده ام... لباس اتو نکشیده ام و صورت پف کرده از بیخوابیم
نباش...!
نگران خیره شدن مردم به اشکهای من هم نباش...!
بعد از تو دیگر مرد نیستم اگر بخندم...


  • آخرین ویرایش:-
جمعه 1 دی 1391  12:32 ق.ظ
توسط: SEZAЯ

هوای خوب
آهنگ بوی عیدی از فرهاد
شب یلدا تنها توی اتاق
سیگار خشک با جرقه هاش
یه جاسیگاری تا خرخره پر
گوشیمو دستم گرفتم یلدا رو به یکی تبریک بگم کانتکتو بالا پایین میکنم
لعنتی ...
هیچکسو ندارم یلدای اونایی که این پستو میخونن مبارک ...
دلم گرفته نمیدونم شایدم تنگ شده
از بچگی احساساتمو نمیتونستم بشناسم عشق ، تنفر ، دوست داشتن ، بی تفوتی ، بی تفاوتی ، بی ...
دلم تنگ برای خودم برای خندهام که اشکم در میومد دلم درد میگرفت نه لبخند برای خفه کردن بغض
ولی نه برای ما بدا
بیخیال جای منم هندونه انار بزنید ;)


  • آخرین ویرایش:-

وقتی مرکز دنیاتو یه نفر قرار بدی و اون یه نفر کشش این همه خوبیو نداشته باشه میره
تو میمونیو یه فضای پر از کهکشانو ستاره بدون محور که دورش باشی سرگردون داغون از جو سیاره ها رد مییشی دود میکنی آتیش میگیری یخ میزنی ولی پودر نمیشی تنهایی ، یه فرد تنها که محورشو از دست داده سیگار دود میکنه دستش میسوزه زیر بارون یخ میزنه ولی نابود نمیشه آدمه دیگه گاهی روی سنگم کم میکنه تو فصا حرکت میکنه میرسه به نیستی یا هستی میرسه به خدا.
حالا برمیگرده به منظومه ولی قمر هیچ بی ارزشی نمیشه سرگردون میچرخه ولی با هدف!
میدونی هدف چیه؟ هدف خودشه پله های صعود یه آدم با غرور با ارزش.
که وقتی پر میشه داد میزنه جیغ میکشه ولی هیچ بی ارزشیو طلب نمیکنه.
ولی خودشه ، خود لعنتیش با اخلاق تخمیش ولی راضی از خودش!
بلاخره شکسته شده سرد و داغ چشیده با درد آشنایی داره ...
دلش مثل خورشید داغه ولی آرومه آروم سر به سرشون نذارید چون هرچی داشتن از دست دادن با دست خالیشون کنار اومدن با دست مشتشونم نمیخوان کنار بیان
اونا آشغال نیستن منزوی نیستن میخندن ولی وقتی تو تنها میشی زنگ میزنی به دوست دخترت بیاد خونتون اون میشینه رو تختش آرنج دستشو میزاره رو زانوش فکر میکنه قرق میشه بدون ناجی اااااااااااااااااااااه بازم ایرانسل لعنتی تو بهترین دوست منی انگار!
سنگ گنده بردار / پرت کن سمت فردات / خنده کن به دردات / زنده شو لا اموات / نه مثل من یه مردهــــــــــــــــــ ....


  • آخرین ویرایش:-
سه شنبه 7 آذر 1391  09:20 ب.ظ
توسط: SEZAЯ

مشتی باش عین ما.هرکی باش بی ادعا // قهرمان قصه ها.سینه سوخته نصفه ما

زشت بین خوشگلا.جغد باشو خوش صدا // سیری فکر گشنه ها.اون بالایی پشته ماس

 زنده باش نه زندگی کن.گنده باشو بچگی کن // قصه باش نه قصه گو.عشقی باش تو فٍنته قو 

خودت باش واقعی.رد شو بشکون شاخ دیو // هرچی هستی خر نباش.قانع به کم نباش


  • آخرین ویرایش:-
جمعه 3 آذر 1391  01:22 ق.ظ
توسط: SEZAЯ

روزهای بارانی را دوست دارم ... 

معلوم نمیشود منتظر تاکسی هستی یا آواره ی خیابان ها ...

بخار هوا مال سرماست یا آه کشیدنت ...

روی گونه ات اشک است یا دانه های باران ...


  • آخرین ویرایش:-
پنجشنبه 2 آذر 1391  05:06 ب.ظ
توسط: SEZAЯ

پاییز که شروع شد خوشحال بودم که امسال برام "پاییز" یک معنای دیگه ای داره . فکر میکردم میفهمم برای چی میگن هوای پاییز یک هوای دونفرست .ولی این رویام حتی تا شروع بارندگی ها هم طول نکشیداون گذاشت و رفت ... مثل بقیه رفتن ها بی دلیل و یکهوییاین پاییزمم شد مثل بقیه پاییزها ، فقط بارندگی که میشه یادم میفته که قرار بود این بارندگی ها و هوا برام یک رنگ و بوی دیگه ای داشته باشه...


  • آخرین ویرایش:-
سه شنبه 30 آبان 1391  12:22 ق.ظ
توسط: SEZAЯ

نمیدونم این همه تقلا،این همه دربه دری ،این همه درد، این همه صبر
واسه به دست آوردن آرامش؟؟؟؟؟
نه...
دلم میخواد چشمامو ببندم وخدا برگه ی فوتمو امضاکنه...
نمیخوام زندگی رو 
دنیا رو 
دخترایی که عطر فرانسوی میزنن ولی بوی کثافتشونو شهر پر کرده
پسرایی که تو ماشین آنچنانی نشستنو چشماشو ن کنار خیابونو زیر و رو میکنه تا یه تیکه ی نو رو ببرن بخونه وصله کنن به تنشون بعد از پنجره همون اتاق بندازنش تو
سطلای بزرگ بازیافت...
آهن،بوق،بوی تندعطر، کلید،مشروب، مستی،هوس...
تمام


  • آخرین ویرایش:-
دوشنبه 29 آبان 1391  09:39 ب.ظ
توسط: SEZAЯ

ازش پرسید تونستی توی این مدت فراموشش کنی ؟ خاك سیگارش رو تكوندو گفت: آره ...!! توی این شیش ماه و نوزده روز و هفت ساعتی که رفته یه دفعه هم بهش فکر نکردم ... 


  • آخرین ویرایش:-
شنبه 27 آبان 1391  02:03 ب.ظ
توسط: SEZAЯ

دیر یعنی حالا که بی تو آرومم سرد شدم اصن بت فک نمی کنم
یعنی دورم از آغوشت که هر لحظه بهش تشنه می شدم
یعنی دیگه شهرو واسه ت آتش نمی زنم
واسه داشتنت پا پیش نمی برم
یعنی حالا که حتی روحم از وقتی کنارم بودی هست آرومتر
یعنی حالا که خوبه حالم حالا که مردی تو نگاهم
راستی نگات آشناست واسه م
تویی همون که خواستمش و پاش واستادم
چشمام جز تو هیچی نمی دید
می گفتی جز من دلو به هیشکی نمیدی
چشاتو بستی ندیدی عشقو تو نگام
نشنیدی هیچ وقتی این حسو تو صدام
به یاد بدیات گاهی دل می گیره
برگشتی حالا که دیگه خیلی دیره


  • آخرین ویرایش:-
سه شنبه 23 آبان 1391  08:55 ب.ظ
توسط: SEZAЯ

سلامتی اونایی که انقدر خستن که نه میتونن خیانت کنن نه دیگه عاشق بشن ...


  • آخرین ویرایش:-
دوشنبه 22 آبان 1391  09:49 ب.ظ
توسط: SEZAЯ

مهره سوخته یعنی درد و دل با وبلاگ ، تقویم ، پاورقیه هر ورقی.
مهره سوخته یعنی عشق اول خدا عشق آخر بارون.
مهره سوخته یعنی عاشق قدم زدن تو هوای دو نفره خودتو سیگارت تو یه خیابون خلوت ...
مهره سوخته یعنی خاطرات بوسه های خیابانی.
مهره سوخته یعنی اعتقادای سوخته.
مهره سوخته یعنی بلند پروازی توی قفس.
مهره سوخته یعنی تو جمع خجسته بودن.
مهره سوخته یعنی دو شخصیتی.
مهره سوخته یعنی دست کشیدن ...
مهره سوخته یعنی ضامن بغض بودن زیر فشار ماشه حرف.
مهره سوخته یعنی تحمل قلایی که دادی "باید" پاش وایسی.
مهره سوخته یعنی دلار رفته بالا -خدا از باعثو بانیش نگذره ، حالا چقدر تخفیف میدی ...
مهره سوخته یعنی یه داد تو گلوت باشه ولی همسایه مریض داره.
مهره سوخته یعنی تا بوده همین بوده ...


  • آخرین ویرایش:سه شنبه 23 آبان 1391
دوشنبه 22 آبان 1391  09:17 ب.ظ
توسط: SEZAЯ

به کوری چشم تو هم که باشد

حالم خوب ِ خوب است

اصـــــــــلا هم دلم برایت تنگ نشده

حتی به تـــــــــ♥ــــــــو فکر هم نمیکنم

باران هم تو را دیگر به یاد من نمی آورد

مثل همین حالا که میبارد

لابد حالا داری زیر باران قدم میزنی
.
.
.

چترت را فراموش نکن !

لباس گرم را هم...


  • آخرین ویرایش:-
  • تعداد کل صفحات :15  
  • ...  
  • 4  
  • 5  
  • 6  
  • 7  
  • 8  
  • 9  
  • 10  
  • ...  
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic