شنبه 27 آبان 1391  03:03 ب.ظ
توسط: SEZAЯ

دیر یعنی حالا که بی تو آرومم سرد شدم اصن بت فک نمی کنم
یعنی دورم از آغوشت که هر لحظه بهش تشنه می شدم
یعنی دیگه شهرو واسه ت آتش نمی زنم
واسه داشتنت پا پیش نمی برم
یعنی حالا که حتی روحم از وقتی کنارم بودی هست آرومتر
یعنی حالا که خوبه حالم حالا که مردی تو نگاهم
راستی نگات آشناست واسه م
تویی همون که خواستمش و پاش واستادم
چشمام جز تو هیچی نمی دید
می گفتی جز من دلو به هیشکی نمیدی
چشاتو بستی ندیدی عشقو تو نگام
نشنیدی هیچ وقتی این حسو تو صدام
به یاد بدیات گاهی دل می گیره
برگشتی حالا که دیگه خیلی دیره


  • آخرین ویرایش:-
ivettemanetta.wordpress.com
چهارشنبه 18 مرداد 1396 09:02 ب.ظ
I was suggested this blog by my cousin. I'm not sure whether this post
is written by him as no one else know such detailed about my problem.
You're wonderful! Thanks!
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
ساخت وبلاگ در میهن بلاگ

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | اخبار کامپیوتر، فناوری اطلاعات و سلامتی مجله علم و فن | ساخت وبلاگ صوتی صدالاگ | سوال و جواب و پاسخ | رسانه فروردین، تبلیغات اینترنتی، رپرتاژ، بنر، سئو