سه شنبه 23 اسفند 1390  06:47 ق.ظ
توسط: SEZAЯ

گفت: اینقدرسیگارنکش میمیری!!! 

گفتم: اگه نکشم میمیرم!!!

گفت: اگه بکشی با درد میمیری!!! 

گفتم: اگه نکشم ازدردمیمیرم!!! 

گفت: هوای دودی جلوی درد رونمیگیره!!!

گفتم: هوای صاف جلوی مرگ رو میگیره؟؟؟

یکم نگاهم کرد,گفت پس بکش!!!

گفتم:مرسی عزیزم! نمیگفتی هم میکشیدم!!!


  • آخرین ویرایش:چهارشنبه 24 اسفند 1390
دوشنبه 22 اسفند 1390  05:46 ب.ظ
توسط: SEZAЯ

گاهی دلم میخواد یکی ازم اجازه بخواد ؛ که بیاد تو تنهاییم

و من اجازه ندم ! و اون بی تفاوت به مخالفتم بیاد تو و آروم بغلم کنه

و بگه : مگه من مردم که تنها بمونی ....


  • آخرین ویرایش:-
پنجشنبه 18 اسفند 1390  11:51 ق.ظ
توسط: SEZAЯ

کامپیوترت رو روشن میکنی،
چند لحظه صبر میکنی تا ویندوزش بیاد بالا،
یه قلوب ازچاییت میخوری،
ویندوز میاد بالا،
باز چند ثانیه دیگه صبر میکنی تا ویندوز کامل بیاد بالا،
یه قلوب دیگه از چاییت میخوری،
کلیک میکنی رو My Computer،
یه سیگار روشن میکنی،
میری رو Drive F،
یه پُک سنگین به سیگارت میزنی،
... میری رو My Picture،
زیر سیگاری رو میکشی جلو دستت،
یه قلوب دیگه از چاییت میخوری،
با چشات دنبال یه فایل قدیمی میگردی،
روش کلیک میکنی،
نه، این نبود!
یه پُک دیگه به سیگارت میزنی،
رو یه فایل دیگه کلیک میکنی،
کلی عکس باز میشه،
آره، خودشه!
خاکستر سیگارت رو خالی میکنی تو زیر سیگاری،
شروع میکنی عکس ها رو به ترتیب از بالا دیدن،
یه لبخند شیرین پهنای صورتت رو میپوشونه بدون اینکه خودت متوجه بشی،
یه پُک دیگه به سیگارت میزنی،
عکس ها شوتت کردن به چند سال پیش،
خاطرات توذهنت نقش میگیرن،
دوباره خاکستر سیگارت رو خالی میکنی تو زیر سیگاری،
به یه عکس میرسی،
لبات بسته میشن طوری که صورتت یه شکل جدی به خودش میگیره ،
چند ثانیه رو عکس مکث میکنی و با دقت نیگاش میکنی،
یه پُک دیگه به سیگارت میزنی،
به خودت میگی این عکس یه مشکلی داره،
یه پُک دیگه به سیگارت میزنی،
با وسواس خاصی به عکس نیگا میکنی،
نفرات توی عکس رو میشماری،
نه، این عکس حتما یه مشکل خیلی بزرگی داره،
صورتت رو میبری جلوی مانیتور،
نمیخوای قبول کنی،
جای یه نفر تو زندگیت خالیه،
درست همونی که تو عکس خودش رو انداخته بود تو بغلت،
با گرمای آتیش سیگار که داره دیگه یواش یواش پوست دستت رو میسوزونه به خودت میای،
فیلتر سیگارت رو میندازی تو زیر سیگاری،
کامپیوترت رو خاموش میکنی،
خودت رو پرت میکنی رو تخت،
چشات رو میبندی و آهسته زیرلب میگی:
ارزشش رو نداشت


  • آخرین ویرایش:-
شنبه 13 اسفند 1390  02:23 ب.ظ
توسط: SEZAЯ

یا برمیگردی دستاتو میگیرم یا خدا میشم و دنیاتو میگیرم....!!


  • آخرین ویرایش:-

نمی‌نویسم، چون می‌دانم هیچ گاه نوشته‌هایم را 
نمی‌خوانی، 

حرف نمی‌زنم، چون می‌دانم هیچ گاه 
حرف‌هایم را نمی‌فهمی،

 نگاهت نمی‌کنم، چون تو اصلا نگاهم را نمی‌بینی، 

صدایت نمی‌زنم، زیرا اشک‌های من برای تو بی‌فایده است،

 فقط می‌خندم، چون تو در هر صورت می‌گویی من دیوانه‌ام

رنگین کمان پاداش کسی است که تا آخرین قطره زیر باران می ماند


  • آخرین ویرایش:چهارشنبه 3 اسفند 1390
دوشنبه 1 اسفند 1390  02:53 ب.ظ
توسط: SEZAЯ

خدا این دنیایی که خلق کردی همه چی عالیه فقط...
خدا چرا آدمو آزاد خلق کردی تو قفس.
خدا چرا کلید زندگیو عشق گذاشتی وقتی همش افسانس!
خدا چرا برای این افسانه ای که خلقشو کامل نکردی یه فیلتر گذاشتی به اسم ازدواج!
به حق حرمت پاکت آخه تا کی بمونم ساکت!
نمیخوام بشینم منتظر عزراییل آرام بخش سیگار ، جوونو جاهلم نمیفهمم چی میگم ولی تو که حرفمو میخونی یه پله بزار تو زندگیم برای پیشرفت نه یه کوه برای نورد
من بال پرواز نمیخوام این یعنی قفس حقمه!
آرامشم شده آرامبخش اینا جز گارانتیتن همه؟
به قول یه بنده خدایی حیف اعضای سالم بره زیر خاک ، منم تا میتونم قلبمو کرایه میدم به بقیه تا بیان رو دیوارش یه قاب بکوبن...
خدا من برم کابوسای شبونمو فردای خوب تعبیر کنم.
اگه جونی موند برمیگردم.


  • آخرین ویرایش:دوشنبه 1 اسفند 1390
ساخت وبلاگ در میهن بلاگ

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | اخبار کامپیوتر، فناوری اطلاعات و سلامتی مجله علم و فن | ساخت وبلاگ صوتی صدالاگ | سوال و جواب و پاسخ | رسانه فروردین، تبلیغات اینترنتی، رپرتاژ، بنر، سئو