دوشنبه 30 مرداد 1391  02:20 ق.ظ
توسط: SEZAЯ

اینو خودم ننوشتم ولی خیلی دوست داشتم طلبه شدم تو وبلاگم کپی کنم


دوباره بریدم
از کل این شهر
از کل آدم های این شهر

از مرد های که زن را ضعیف میدانند.
از زن های که مرد را هرزه میدانند.

از پسرهای که دوست دخترشان بلوند بود ولی عشقشان اگر رنگ کند فاحشه میشود.
از دخترهای که در سکس سوپر استار شدن ولی تا پسری صادق پیدا میکنند باکره نام میگیرند

من خسته ام از طایفه جنوب شهری Fj سوار
من خسته ام از فرقه شمال شهری پراید سوار

اینجا دیگر متعادل نیست اینجا پدران موقع شوهر کردن دخترهایشان اجاره نشین بالای شهر میشوند به امید پسر پولدار

اینجا اگر مادرت زیبا باشد چشمان مردم را کسی جواب گو نیست

اینجا کافیست بدنت زیبا باشد خاله زنک ها لطف کند کم کم ماشینی نام میگیری

اینجا کسی برای علاقه دکتر نمی شود به عشق پرستارهای شیفت شب درس میخوانند

اینجا دانشگاه دروازه آزادی دختر ها شده

لعنت به این شهر لعنت به فرهنگی که مرا یاد داد باکره زن بگیرم
باکره ها قیام کنند شاید فرهنگ عوض شود.

دلم میگیرد ولی باز اول و آخر تفریح جوان های شهر قلیان است.

منبع: 
https://www.facebook.com/Faaheshe


  • آخرین ویرایش:-
پنجشنبه 26 مرداد 1391  02:21 ق.ظ
توسط: SEZAЯ

واقعا حس بدبختی میکنم وقتی کسی که شبا با دو دوتا چارتا کردن خودش حوریای بهشتشو میشموره ولی میاد منو نصیحت میکنه...
ازون بدتر اینکه منو از جهنم میترسونه :)
ولی دم خدا گرم منو اون دنیا درگیره این آدما نمیکنه خدا خیلی میخوامت چه برم بهشت چه برم جهنم.
دیگه از حکومتم نمیگم شما داستانشو حفظید!
خدا بازم شکرت که اینا میرن بهشت حداقل جهنم پر آدم میشه نه آشغالای ریاکار...
اولین نفری نبود که تو خیابون قهوه ای شد آخریشم نیست.
به قول یکی "آخر اعدامت میکنن انقد حاضر جواب نباش" نمیدونن من ـــــــــــــمم بزرگتر ازین حرفاس!
خدا آتیش جهنمتم دوست دارم حداقل به کسی رو نمیندازی "داشی آتیش داری!" :)
پایدار تا زیر خاک فعلا...


  • آخرین ویرایش:-
سه شنبه 24 مرداد 1391  12:46 ق.ظ
توسط: SEZAЯ

الان باز دس به قلم شم همه میگن فقط درداشو مینویسه شرمنده ما یه رفیقی داشتیم دردامونو باش تقسیم میکردیم بش نارو زدیم و دیگه سمتش نمریم برا همین مجبورم یه جا بنویسم اینجام تنها جاییه که کسی از اطرافیانم نمیشناسه...
از باتلاق دراومدیم افتادیم تو خلا
گفتم مشکلا حل شد تازه افتادم تو بدبختی شاید زوده برا من ک 19 سالمه ولی تا کی یه حساب سر انگشتی : 4 لیسانس 2 خدمت 5 سال سرمایه میشه 11
فکنم همه همسنام تا تهشو خوندن که باید یه سنجاق قلفی برداش کرد پشت دنیا آویزونش کنی به داستان...
ولی بازم خدا بزرگه و بندش کوچیک
نه اندازه کوچیک سرمایه کوچیک
کس خواره پول اطرافیانم میدونن من پولکی نیستم ولی اینجا دنیاس مجبوری با اطرافیانت کنار بیای یعنی کنار نیای کنار میری
همه دوست دختر دارن همه هم خرج میکنن اونایی که میرن سرکار واقعا مردن اوناییم که هنوز دستمال بدست باباشونن یه زمانی نه دور خم میشن دنیا سگِ ، سگیم خال میکنه.
پاینده باشید مواظب سگ باشید چون مرامش تو گرسنگی با یه استخون پشمشم محسوب نمیشه...


  • آخرین ویرایش:-
پنجشنبه 19 مرداد 1391  03:46 ق.ظ
توسط: SEZAЯ

چقدر سخته وقتی یه رهبر پلید طوری رفتار کنه که حتی بدیها هم ازش بدشون بیاد و خودشو نماد پاکی نشون بده کاری ندارم به این که این موضوع چقدر با چیزی که توی مملکتمون اتفاق میوفته ولی هیچی نمیتونه تغییر کنه دیگه دیر شده.
یه موقع فکر میکردم من به چیزی که بهم مربوط نمیشه نباید تمرکز کنم ولی فهمیدم خودم هدف تمرکز خیلیام یه جورایی مهره شطرنجم هنوزم هستم مشکلی ندارم که مسیر زندگیم کسیو به هدفش برسونه ولی تحمل اینکه هدف بعضیا مسیر زندگیمو عوض کنن برام غیر ممکنه مشکلاتمو از بچگی حل نمیکردم یا صورت مسئله شو پاک میکردم یا میدادم یکی حل کنه
آره تا هفته پیش میگفتم هیچیز ارزش اشک یه مردو نداره ولی الان دیگه باکی نیست چیزی که ارزش نداره دود میشه دودم پاک شد سر ارزشام پس اشک میریزم یه جورایی همون صورت مسئله پاک کردنه فقط مراحل بعد زندگیه.
مثل همیشه ... خدا بزرگه


  • آخرین ویرایش:-
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic