سه شنبه 30 آبان 1391  01:22 ق.ظ
توسط: SEZAЯ

نمیدونم این همه تقلا،این همه دربه دری ،این همه درد، این همه صبر
واسه به دست آوردن آرامش؟؟؟؟؟
نه...
دلم میخواد چشمامو ببندم وخدا برگه ی فوتمو امضاکنه...
نمیخوام زندگی رو 
دنیا رو 
دخترایی که عطر فرانسوی میزنن ولی بوی کثافتشونو شهر پر کرده
پسرایی که تو ماشین آنچنانی نشستنو چشماشو ن کنار خیابونو زیر و رو میکنه تا یه تیکه ی نو رو ببرن بخونه وصله کنن به تنشون بعد از پنجره همون اتاق بندازنش تو
سطلای بزرگ بازیافت...
آهن،بوق،بوی تندعطر، کلید،مشروب، مستی،هوس...
تمام


  • آخرین ویرایش:-
دوشنبه 29 آبان 1391  10:39 ب.ظ
توسط: SEZAЯ

ازش پرسید تونستی توی این مدت فراموشش کنی ؟ خاك سیگارش رو تكوندو گفت: آره ...!! توی این شیش ماه و نوزده روز و هفت ساعتی که رفته یه دفعه هم بهش فکر نکردم ... 


  • آخرین ویرایش:-
شنبه 27 آبان 1391  03:03 ب.ظ
توسط: SEZAЯ

دیر یعنی حالا که بی تو آرومم سرد شدم اصن بت فک نمی کنم
یعنی دورم از آغوشت که هر لحظه بهش تشنه می شدم
یعنی دیگه شهرو واسه ت آتش نمی زنم
واسه داشتنت پا پیش نمی برم
یعنی حالا که حتی روحم از وقتی کنارم بودی هست آرومتر
یعنی حالا که خوبه حالم حالا که مردی تو نگاهم
راستی نگات آشناست واسه م
تویی همون که خواستمش و پاش واستادم
چشمام جز تو هیچی نمی دید
می گفتی جز من دلو به هیشکی نمیدی
چشاتو بستی ندیدی عشقو تو نگام
نشنیدی هیچ وقتی این حسو تو صدام
به یاد بدیات گاهی دل می گیره
برگشتی حالا که دیگه خیلی دیره


  • آخرین ویرایش:-
سه شنبه 23 آبان 1391  09:55 ب.ظ
توسط: SEZAЯ

سلامتی اونایی که انقدر خستن که نه میتونن خیانت کنن نه دیگه عاشق بشن ...


  • آخرین ویرایش:-
دوشنبه 22 آبان 1391  10:49 ب.ظ
توسط: SEZAЯ

مهره سوخته یعنی درد و دل با وبلاگ ، تقویم ، پاورقیه هر ورقی.
مهره سوخته یعنی عشق اول خدا عشق آخر بارون.
مهره سوخته یعنی عاشق قدم زدن تو هوای دو نفره خودتو سیگارت تو یه خیابون خلوت ...
مهره سوخته یعنی خاطرات بوسه های خیابانی.
مهره سوخته یعنی اعتقادای سوخته.
مهره سوخته یعنی بلند پروازی توی قفس.
مهره سوخته یعنی تو جمع خجسته بودن.
مهره سوخته یعنی دو شخصیتی.
مهره سوخته یعنی دست کشیدن ...
مهره سوخته یعنی ضامن بغض بودن زیر فشار ماشه حرف.
مهره سوخته یعنی تحمل قلایی که دادی "باید" پاش وایسی.
مهره سوخته یعنی دلار رفته بالا -خدا از باعثو بانیش نگذره ، حالا چقدر تخفیف میدی ...
مهره سوخته یعنی یه داد تو گلوت باشه ولی همسایه مریض داره.
مهره سوخته یعنی تا بوده همین بوده ...


  • آخرین ویرایش:سه شنبه 23 آبان 1391
دوشنبه 22 آبان 1391  10:17 ب.ظ
توسط: SEZAЯ

به کوری چشم تو هم که باشد

حالم خوب ِ خوب است

اصـــــــــلا هم دلم برایت تنگ نشده

حتی به تـــــــــ♥ــــــــو فکر هم نمیکنم

باران هم تو را دیگر به یاد من نمی آورد

مثل همین حالا که میبارد

لابد حالا داری زیر باران قدم میزنی
.
.
.

چترت را فراموش نکن !

لباس گرم را هم...


  • آخرین ویرایش:-
شنبه 20 آبان 1391  10:20 ب.ظ
توسط: SEZAЯ

اگر کسی بیش از حد می خندد ، 
حتا به مسائل خیلی ساده و معمولی؛ او از درون به شدت اندوهگین است


  • آخرین ویرایش:-
پنجشنبه 18 آبان 1391  02:28 ب.ظ
توسط: SEZAЯ

میدونی؟ زندگی دو روز نیست نیم روزه 12 ساعت مثل ساعتی که میخری نمیدونی توش چقدر باطری داره عقربه ساعت ، دقیقه ، ثانیه حرکت میکنن تو این نیم روز درست مثل آدما که خیلیارو میبینن ولی حسی نداره بهشونو ازشون میگذره ولی یه روز باطریه این ساعت تموم میشه روی یه ساعت دقیقه ثانیه مشخص که نماد یه شخص تو زندگیه. همشم بستگی به باطریه ساعتی داره که فروشنده توی ساعت یا خدا تو این انسان گذاشته پس کسی که تو سن 15.16 سالگی عاشق میشه نگید بچه بازیه دست خداست همش...
گیر میکنه عقره ها ولی زمان داره میگذره خیلیا میانو میرن او عقربه ها اگه رو ساعت خوشی گیر کرده باشه هیچ کس سعی نمیکنه باطری بندازه تو ساعت واقعا خوش بحاله این دسته.
یه سریم خاطره دارن حالا نه خوب ولی موندگار اونام باطری نمیندازن ولی با مرامو مشتین.
یه سریم اصلا ساعتشون خواب نمیمونه ولی همرو میزنن هم میشه گفت دمشون گرم هم ...
حاجی ما باطری تموم کردیم رو یه لحظه گیریم
میخوام باطری عوض کنم ولی نه برای امتحان شانس ولی چرخدنده شکوندم تعمیراتی کسی سراغ داشت بهم بگه ... 


  • آخرین ویرایش:-
چهارشنبه 17 آبان 1391  11:53 ب.ظ
توسط: SEZAЯ

یه دفتر پیدا کردم تو اون دردو دلامو مینویسم همیشه تو دسترسه هیچ احدیم نمیخوندش عقده ی نوشتاریو خاطراتیمم خالی میتونم کنم روش اینجارو شخصی نمیکنم پستای اینجا سعی بر اینکه کسشعر باشه بیشتر چیزی که همه باش حال میکنن درونگراهاهم به تخمم ...


  • آخرین ویرایش:-
چهارشنبه 17 آبان 1391  09:35 ب.ظ
توسط: SEZAЯ

دلم یه بارون میخواد نه شدید ملایم
هوای خنک نه سرد
رفیقم نمیخوام بام باشه یه پاکت سیگار با دوزه بالا قلبم بدجوری خستس مدام خمو راست میشه مهم نیست هر وقت خسته شد میتونه خستگی در کنه من فقط میتونم قلنجشو بشکونم ...


  • آخرین ویرایش:-
سه شنبه 16 آبان 1391  06:21 ب.ظ
توسط: SEZAЯ

سلامتی اونایی که خیلی وقته بریدن …
دیگه نه ناز میکشن نه انتظار میکشن …
نه آه میکشن نه درد میکشن و نه فریاد میکشن …
فقط دست میکشن و میرن …


  • آخرین ویرایش:-
سه شنبه 16 آبان 1391  05:29 ب.ظ
توسط: SEZAЯ

شنیدم میگن از یه دست بدی از همون دست میگیری ما دستو کولو کمرمون خورد شد زیر یه اشتباه فقط میخوام بدونم همه اینطورین سر یه اشتباه بد باید جواب بدم یا همه کلا به فاکین!
خلاصش اینطوریه ...
اولی اومد رفتم جلو دوستام گفتم این دوستم نیست آبجیمه بهم خورد
دومی اومد بعد چند وقت گفت دوست معمولیمی
سومی اومد گفت ما دوست نیستیم
میترسم بعدی که میاد بعد چند وقت بگه شما!؟
بعضیا کار درست میکنن به مولا یه آبنمک درست میکنن چند نفرو توش میخوابونن یه سریم که با مراماشونن با جنس مخالف نمیچرخن که سخته ولی دمشون گرمه
به قول یکی من از دست کسی ناراحت نمیشم فقط نظرم راجع بهشون عوض میشه خیلیم جواب میده اصلا عشق کیلو چنده برا اینکه رو پات وایسی باید دروغگو دو رو پرو باشی این قانونه دومه قانون اولم که همه میدونین :))
بگذریم حالا خوبه پسرم چپ و راستمم قویه وگرنه با دندونام باید راه میرفتم
خدایا شکرت همه جوره میخوامت ...


  • آخرین ویرایش:-
پنجشنبه 11 آبان 1391  11:37 ق.ظ
توسط: SEZAЯ

اونایی که دیگه نه از اومدن کسی ذوق زده میشن
نه کسی از کنارشون بره حوصله دارن نازشو بخرن که برگرده..
اونا آدمای بی احساسی نیستن
بی معرفت و نامرد نیستن
یه روزی عاشق ترینها بودن
اما یه کسایی وارد زندگیشون شدن
که گند زدن به بــــاورهاشون به اعتمادشون به احساسشون و رفتن


  • آخرین ویرایش:-
چهارشنبه 10 آبان 1391  10:00 ب.ظ
توسط: SEZAЯ

زندگیم بو گوه گرفته بود بدنه داغ کرده بود اوایل فکر میکردم دلم سوخته بوش راه افتاده بیشتر که دقت کردم دیدم پام رو ترمز زندگیه ، لنت سوزوندم.
باید بعضی جاها هم تنگ بود طوری که پشتیات فکر بد نکنن
طوری که پاتو بزاری رو پدال
داش من زندگی مثل رانندگیه تو اتوبان ترمز بگیری تنگ بازیم در نیاری ماشین عقبیه رفته ...
با پات تا ته پدالو بخوبون لایی بکش ریسک کن ولی با حفظ خط قرمزا
یعنی انقدری که این چند وقته درس زندگی گرفتم تو این 20 سال نگرفته بودم


  • آخرین ویرایش:-
چهارشنبه 10 آبان 1391  09:54 ب.ظ
توسط: SEZAЯ

خــــــــــــــــــــــدا یا...! 

خـــــــــــیلی ها دلـــــــمو شــــــــــــکستن ... 

شــب بـــیا بـا هـم بــــــریم ســـــــــــراغـشون ...!!! 

مــــــــن نــــــــشونت مـــیدم ... 

تــــــــــو بــــــــــــــــــــــــ ــــبخشـشون ...!!!


  • آخرین ویرایش:-
  • تعداد کل صفحات :2  
  • 1  
  • 2  
ساخت وبلاگ در میهن بلاگ

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | اخبار کامپیوتر، فناوری اطلاعات و سلامتی مجله علم و فن | ساخت وبلاگ صوتی صدالاگ | سوال و جواب و پاسخ | رسانه فروردین، تبلیغات اینترنتی، رپرتاژ، بنر، سئو