جمعه 24 آبان 1392  02:52 ق.ظ
توسط: SEZAЯ

آهنگ بادوبارون صادق یه آهنگ نیست فقط روش زندگی منه... :)



من طالبه آرامشم 

این شهر نور و آسایشم 

زخما رومه آثارشم 

که باعث شدن من آزاد بشم 

عاشقم عاشق اون بالا سَری 

اون که تنها با ما پرید 

و هرزگی نکرد 

واسه منی که بندگی نکرد 

دست تو دست سردم بذار 

پشت به دنیا هر شب بخواب 

رو پدالت اونقد بگاز 

و بعد بگو دنیا با من بساز 

یه نخ فرد یه لبخند 

یه شب سگ یه وقت پرت 

زندگی همین جور می گذشت و من 

یاد گرفتم بفهمم 

میگن من مستم هر شب به درک

میدم پنج خط پودر هرشب به تنم

حسودارو بزار لَه لَه بزنن

تش تجربه رو باس از من بخرن

یاد گرفتم آدم نباشم 

خیلی غیر باور نباشم 

سختم هست باز زندگی کنم

اهل این شهر بم نمی خورن خب 



حصین:



خاطرات بَد من با خاطرات خوب 

چشمکایه شبه شهر با انعکاسه نور 

به من میگن 

بی دلیل تو باخته هاتو می بری 

تش میشی آدمی که خنده هاشو می خری 



صادق :



روزی اینجا شهر من بود 

دور از هرچی جنگ و کمبود 

آسمونش قد من بود 

فاصله م تاش چن تا پر بود 

با خنده ها خندیدم 

با لرزه ها لرزیدم 

ضربه هاتو حس کردم باز پشت به پشتت جنگیدم 

حرف من از زندگیمه 

از اونجا که دل می گیره 

از اونجا که دنیا تو دستته 

باز چشات رو یه چیز گیره 

منگ یعنی مست رو دیوار 

ننگ یعنی مرد رو سیاه 

جو یعنی عکس رو سیگار 

مرگ یعنی زنده ی بیمار 

من 

هوا ابری با یه نسیم خنک 

از همون هوا دلگیرا که می برت تو لک 

آسمون شهرم پره صدای نعرست

سیگار دستم مثه زنای هرزست 

فرقی نداره کی میاد و کی میره 

قهر خدا داره این جماعتو می گیره 

مردی نی به اون تار موی سیبیلت 

قفلی رو دری که نداری حتی کیلیدش 

می دونی اینجا عوضیا جَمَن 

پیکاشونو همه بی سلامتی زدن 

مهم نی که تو باشی یا منم 

عقربه ها اینجا موندن عقب 

عیب از منه عیب از توئه 

این مدل زندگی نیست درخورت 

ولشون کن دور شو ازشون 

مردمم می کنن بیشتر گمت 

هر روز میشم پیروز تر با خاطراتی که دیروز رفت 

دوستایی که می گفتن پا به پاتیم تا سی روز قبل 

امروز دیگه خوبتو نمی خوان 

وقتی جنگ شه جونتو نمی پان 

پس تو مث من آروم بگیر 

عشق باد و بارون بگیر 



حصین:



خاطرات بَد من با خاطرات خوب 

چشمکایه شبه شهر با انعکاسه نور 

به من میگن 

بی دلیل تو باخته هاتو می بری 

تش میشی آدمی که خنده هاشو می خری 


  • آخرین ویرایش:جمعه 24 آبان 1392
چهارشنبه 22 آبان 1392  09:46 ب.ظ
توسط: SEZAЯ

یکی از دوستا فیسبوکی میگه با کسی ازدواج کن که اگه مرد بود بهترین دوست میشد
شدیدن موافق شدم!
یکی که وقتی بش میگی دلت گرفته ، نپرسه چرا فقط فکرمو منحرف کنه!
به کسی که وقتی با روحیه میرم سمتش نرینه تو کاسه کوزه حالم
با یکی که وقتی زنگ زد گفت پایه!
نپرسی کجا ، کی! چرا؟
بگه باشه تا پنج دقه دیگه دم خونتونم
و ...
یکی که مثل خودم باشه :)


  • آخرین ویرایش:چهارشنبه 22 آبان 1392
دوشنبه 20 آبان 1392  01:51 ق.ظ
توسط: SEZAЯ

یه جاى این جهنم ؛ بهشته منه ! 

منم میزنم به پستک دیگه هروقت یه چیزه ریزو پرمغزی به ذهن مریضم رسید میزنم


  • آخرین ویرایش:دوشنبه 20 آبان 1392
یکشنبه 19 آبان 1392  11:49 ب.ظ
توسط: SEZAЯ


کامپیوترت رو روشن میکنی ..

چند لحظه صبر میکنی تا ویندوزش بیاد بالا
یه قلوب از چاییت میخوری
ویندوز میاد بالا

باز چند ثانیه دیگه صبر میکنی تا ویندوز کامل بیاد بالا
رو My Computer کلیک میکنی
یه سیگار روشن میکنی

میری رو Drive D
یه پک سنگین به سیگارت میزنی

میری رو My picture
زیر سیگاری رو میکشی جلو دستت

یه قلوب دیگه از چاییت میخوری
با چشات دنبال یه فایل قدیمی میگردی
روش کلیک میکنی
نه، این نبود!

یه پک دیگه به سیگارت میزنی
رو یه فایل دیگه کلیک میکنی
کلی عکس باز میشه
آره، خودشه!

خاکستر سیگارت رو خالی میکنی تو زیر سیگاری
شروع میکنی عکس ها رو به ترتیب از بالا دیدن
یه لبخند شیرین پهنای صورتت رو میپوشونه بدون اینکه خودت متوجه بشی
یه پک دیگه به سیگارت میزنی

عکس ها شوتت کردن به چند سال پیش
خاطرات تو ذهنت نقش میگیرن
دوباره خاکسترسیگارت رو خالی میکنی تو زیر سیگاری
به یه عکس میرسی

لبات بسته میشن طوری که صورتت یه شکل جدی به خودش میگیره 
چند ثانیه رو عکس مکث میکنی و با دقت نیگاش میکنی

یه پک دیگه به سیگارت میزنی
به خودت میگی این عکس یه مشکلی داره
یه پک دیگه به سیگارت میزنی

با وسواس خاصی به عکس نیگا میکنی
نفرات توی عکس رو میشماری

نه، این عکس یه مشکل خیلی بزرگی داره
صورتت رو میبری جلوی مانیتور
نمیخوای قبول کنی
جای یه نفر تو زندگیت خالیه ...

با گرمای آتیش سیگارکه داره دیگه پوست دستت رو میسوزونه به خودت میای
فیلتر سیگارت رو میندازی تو زیر سیگاری
کامپیوترت رو خاموش میکنی

خودت رو پرت میکنی رو تختت!!

چشات رو میبندی و آهسته زیر لبت میگی:
ارزشش رو نداشت!


  • آخرین ویرایش:یکشنبه 19 آبان 1392
یکشنبه 19 آبان 1392  11:19 ب.ظ
توسط: SEZAЯ


نمی توانید کسی را بارها و بارها بیازارید و انتظار داشته باشید که همچنان دوستتان بدارد !




  • آخرین ویرایش:-
شنبه 18 آبان 1392  03:51 ق.ظ
توسط: SEZAЯ

بعضی وقتا یه سری هستن تو هرشرایطی خودشونو تنظیم میکنن که نکنه عشقم سر یه موضوعی ناراحت شه
من برم بیرون با فلانی یعنی ممکنه خوشش نیاد؟
بزار ببینم امشب شاید حوصله نداشته باشه "عیب نداره سر بسرش میزارم روبراش میکنم فوقش مثل همیشه میخواد لیچار بار کنه ولی باز ..."
درساش سنگینه چیزی که زیاد هست فرصت باهم بودنه
خونوادش ممکنه متوجه شن ...
غیر از مشکلای شخصی که یه راننده تاکسی ازم چنتا سوال پرسید از دماوند تا خونه برد نمیخواست کرایه بگیره که به زور دادم البته بدم میاد زیر پرچم کسی باشم :)
مشکلارو دایورت میکنی میگی من عوض همه اینا یکیو دارم که هیچی بینمون قرار نمیگیره
وقتی دلت ازون سرد شه میشی یه لش
یه پتک که منتظره موقعیته
به قول معروف یه لنتوریه مفتبر
حالا خودمونیم ما این تیریپی نشدم و نمیشم 

و در آخر :

عیب از منه! عیب ازتوا! این مدل زندگی نیس درخورت؟ ولشون کن ، دور شو ازشون ، مردمم میکنن بیشتر گمت ... ;)


مخاطب اگه اینجا اومدی اینم بگیر


  • آخرین ویرایش:شنبه 18 آبان 1392
سه شنبه 7 آبان 1392  11:47 ب.ظ
توسط: SEZAЯ

یه سری مرداهستن...
تیپ های سنگین خاصی میزنن اکثراًمشکیپوشن اودکلن خاص،مثلاً لالیک میزنن
مشروب فقط ویسکی می خورن...
قهوه رو بدون شیر و شکر میخورن؛تلخه تلخ!
مردایی که سوار ماشین مشکیشون میشن و ساعت ۱ شب به بعد تنها تو خیابونا رانندگی میکنن در حالی که یه آهنگ خاصو ۱۰۰ بار گوش میکنن همونایی که تنها کافه و رستوران میرن شبا تنهایی قدم میزنن وسیگارشون رو بی تفاوت به همه چی میکشن...
از دور که نگاشون میکنی ابروهاشون گره خورده تو هم،همش فکر میکنن...
ولی وقتی نزدیک میری و باهاشون صحبت میکنی با نگاه و آرامش خاصی باهات حرف میزنن!
اینا بهترین آدما برا درد دلن.
همونایی که راجبه همه چیز اطلاعات دارن و نگفته میفهمن... اما این مردا یه زمان مثل مردای معمولی بودن!!!!
اسپورت میپوشیدن با صدای بلند میخندیدن فوتبال میدیدن و... خلاصه عین خیالشون نبود رنگی بودن!
تا اینکه یه روز یه زن اومد تو زندگیشون.عاشق شدن...زنی که زندگیشون و عوض کرد، تنهاشون گذاشت و رفت!.
از اون روز این مردا خیلی عجیب وخاص شدن.خلاصه این مردا از دور خیلی خوب و جذابن ولی اگه بخوای وارد زندگیشون بشی...وقتی بهشون بگی دوست دارم ،غصه رو تو چشاشون میبینی ...!انتظار نداشته باش بهت بگن منم دوست دارم!!!مکالمه های تلفنیشون کوتاه و مختصره و اکثراً زیاد حرف نمیزنن...برا قرارشون عجله و هیجان ندارن.این مردا دیگه سخت اعتماد میکنن.اگه بهشون دروغ بگی ،سعی نمیکنن ثابت کنن و مچ بگیرنو...بلکه یه لبخند کوچیک با چشای خمار میزنن وآروم پا میشن و میرن.وقتی رفتن دیگه هیچ وقت بر نمیگردن.
این مردا بزرگترین دردای دنیا رو تحمل کردن ....


  • آخرین ویرایش:سه شنبه 7 آبان 1392
جمعه 3 آبان 1392  01:22 ب.ظ
توسط: SEZAЯ

اینجا برا کسشرای دلنویس خیلی کوچیکه

بارو بندیلو جمع میکنیم

راسی یه جمله خوندم هـ ـیـ ـو لـ ـا

سه چیز همیشه همراهت باشه
1.فندک برای "سیگارت"
2.سیگار برای "خودت"
3.عطر برای فرشته ای که همیشه منتظرته "مادرت"

فیلَنات


  • آخرین ویرایش:جمعه 3 آبان 1392
یکشنبه 21 مهر 1392  08:03 ب.ظ
توسط: SEZAЯ

وقتی یه بغض در حد مرکزِ زمین تو گلوت داره دلتو میسزونه صدای تیک تاک ساعتم نمیشنوی چه برسه به دل داری
بعد تا میبینن داری به کثافت کشیده میشی همه میشن ستاد حمایت از جوونا
"سیکتیر"


  • آخرین ویرایش:یکشنبه 21 مهر 1392
یکشنبه 21 مهر 1392  03:24 ق.ظ
توسط: SEZAЯ

تا این شخص شخیص من یه لحظه فکر نکنه که کسی به فکرشه زمان میبره که فوقش یایه آدم فوق تنها میشه یا یه آدم فوق لاشی که مثل مرگو زندگی 50 50 ؛ منم که علاقه ای ندارم رو لبه تیغ راه برم سمت بُرش یا رفع کُتیو میگیرم  که لفظ "گوره بابا همه" رو پیشه همه چی میکنم به جای "اینم از این این نیز بگذرد"
فکنم بهتر جواب بده
دیگه تاس انداختنو فال حافظو گِرد میکنم سمت راهی میرم که گذرا نباشه "حداقل تا زمانی که جایگذین سیگار پیدا کنم"
راسی : وجود بعضی آدما تو زندگی خیلی خطرناکتر از دود سیگار و علف یا هر کوفتیه هرچیو به فاک بِدن شخصیتتو احساسو وقتتو آنچنان نمیگیره فقط یه هزینه ناچیز میخوادو یه مخ خالی از هرچی فکر که کمرتو مهر میکنه کف زمین باعث میشن ناراحت نشیو از ته دل میخندی "هرچقدم اثرای هورمنی باشه"
همه چی از مشروطیت شروع شد
بعد شهریه
بعد بگایی اقتصادی
بعد نامیزون بودن تایم کارو دانشگاه که یه ومپایر که نمیخوابه ساخت
اعصاب داغون
دعوا با خونه
بعد بیکاری
فشار از طرف خونه
بعدم لش کردن ...
همش پشیمونم ای کاش پارسال دفترچمو پست میکردم میرفتم خدمت ...
فکر نکنم کسی اندازه من مورد کم لُطفیه درک واقع شده باشه وجود داشته باشه
بگذریم
تاحالا سیگار خشک خُشک کشیدی؟
تو سکوت ، یکی تو سرفه میکنی یکی سیگار ، سرخی چشات میگن برا دوده ولی یه احمق باور میکنه
راسی اینم بگم ، من هنوز کمرم با سطح زمین زاویه 90 میده با گردن 110 ;)
از هرچه بگذریم سخن دوست خوشتر است ...
"روزا که تو خوابیو شب زنده ای / تو جنگیو دلخوری از زندگی / تو فندکو لب سیگار میگیری / همـــــم شعله جنگو میبینی / باز مهره هاتو میچینی / دست تو نیست اصلا ته این بآزیــــــــــ"


  • آخرین ویرایش:یکشنبه 21 مهر 1392
شنبه 20 مهر 1392  01:51 ب.ظ
توسط: SEZAЯ


من همینم ؛ هیچ کس اونقدر برام بالا نیست ، که به خاطرش

موسیقی دلخواهم رو عوض کنم ...

هیچ کس هم اونقدر برام کوچیک نیست ، که وقتی

اشتباهی پاش رو لگد میکنم ؛ به روم نیارم ...

همه اندازه ی همیم ؛ حتی اون گنده ها رو ما ها اسطوره کردیم ...

ما ها از خودمون کــــم کردیم ؛ تا باور کنیم اونا زیــــادن ...

بزرگ شیم ؛ اونقدر که باور کنیم ، گند زدن هم حق ماهاست ...

خودمون باشیم ؛ من ابراهیم ترین آدمی هستم که میتونست باشه ...

تو هم بهترین خودی هستی که میتونه باشه ؛ فقط هوای خودتو داشته باش !

یکم هوای خودمونو ؛ توو بی کسی هامون داشته باشیم ...

یکم هوای نداشته های دیگرونو داشته باشیم ...


  • آخرین ویرایش:شنبه 20 مهر 1392
جمعه 12 مهر 1392  04:11 ق.ظ
توسط: SEZAЯ

شاید اون داد بزنه ؛
شاید اون فحش بده ....
شاید اون تلفن رو روت قطع کنه !
شاید اون دیگه نخواد ببینتت ،
شاید اون ازت متنفر باشه ......

اما تو ....

شعور داشته باش و داد نزن !
شعور داشته باش و فحش نده ....
شعور داشته باش و تلفن رو روش قطع نکن ،
شعور داشته باش و نخواه که نبینیش ؛
شعور داشته باش و ازش متنفر نباش ....

شاید اون خسته س !
شاید اون دلش از جایی گرفته ....
شاید اون نیاز به تنهایی داره ؛
شاید اون دچار نوسان روحی شده ،
شاید اون دلش برای خودش تنگ شده ... !!!

وسلام ...


  • آخرین ویرایش:جمعه 12 مهر 1392
پنجشنبه 21 شهریور 1392  05:37 ق.ظ
توسط: SEZAЯ

من نمیدونم جمله "به #ـیرمـ"ـو اولین بار کی در گوش من گفت که منو اینطوری سزاوار دایورت کردن کرد :|
اصلن برام شده مثل "این هم نیز بگذرد"
خوشحال میشم به #ـیرم
ناراحت میشم ، به #ـیرم
بی تفاوتم ، به #ـیرم
اصلن نباشم ، همچنان به #ـیرم
داریوش یه جمله باحالی گفت:
خدافص اون روزا که کسی ازم بد میگف بم برمیخورد عقل تو کلم لق میخورد میگفتم ، بزار بشه هرچی شد!
جمله آخر این تکست میگه این قضیه برا همه صدق میکنه و همه پسرا ازش رنج میبرنو یه جور میخوان از شرش خلاص شن
ناموسن اگه کسی حداقل فکر میکنه این مشکلو داره بیاد فکرشو بزاره یه طرحی بریزیم درست شه ، ناگفته نماند پیدام نشد به #ـیرم ...


  • آخرین ویرایش:پنجشنبه 21 شهریور 1392
سه شنبه 19 شهریور 1392  05:46 ب.ظ
توسط: SEZAЯ

ما ""مـــرد"" هستیم!
دستــــانمان از تو زِبرتر و پهن تر است!!!
صورتمان ته ریشى دارد!!!
قلبمان به وسعـــتِ دریــــا!
جـــاىِ گریـــــه كردن به بالكن میرویم و سیـــــگار دود میــــكنیم!!!
ما با همــــان دستان پهن و زبرتورا نوازش میكنیم!!!
با همان صورت ناصاف و ناملایم تورا میبوسیم و تو آرامــــ میشوى!!!
آنقــــدر مارا نامــــرد ""نخوان""!!!
آنقدر پول و ماشین و ثـــــروتش مان را""نسنج""!!!
فقط به ما ""نــــخ بده"" تا زمین و زمان را برایت بدوزیم!!!
فقــــط با ما""روراست باش"" تا دنیا را به پایت بریزیم!!!
 مرد و مردونه ...


  • آخرین ویرایش:سه شنبه 19 شهریور 1392
دوشنبه 18 شهریور 1392  08:40 ب.ظ
توسط: SEZAЯ

پسر : یه چیزی بگم؟

دختر : اره بگو.


پسر :تو قشنگترین لبخند رو داری که من تو عمرم دیدم !!


دختر :منم یه چیزی بگم ؟


پسر: بگو عزیزم.


دختر :اون فقط بخاطر وجود تو وجود داره.


  • آخرین ویرایش:-
  • تعداد کل صفحات :15  
  • 1  
  • 2  
  • 3  
  • 4  
  • 5  
  • 6  
  • 7  
  • ...  
ساخت وبلاگ در میهن بلاگ

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | اخبار کامپیوتر، فناوری اطلاعات و سلامتی مجله علم و فن | ساخت وبلاگ صوتی صدالاگ | سوال و جواب و پاسخ | رسانه فروردین، تبلیغات اینترنتی، رپرتاژ، بنر، سئو